خرید بک لینک
مربوط به قلمرو حرف هایی هست که دلیل و برهان را در ان راه نیست عبور از چنین مربوط به قلمرو حرف ی با تپش های دل ، نفس نفس زدن به لرزه در آمدن و لکنت زبان صورت میگیرد . امروز میدانم که برای راه رفتن در سرزمینی که شمس هم در آن ب

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

در مدرسه از من پرسیدند وقتی بزرگ شدی

میخواهی چکاره شوی؟

پاسخ دادم مربوط به خوشحال حرف !

گفتند سوال را درست متوجه نشدی؟

گفتم شما زندگی را درست متوجه نشدید !

"جان لنون "

سلام ...

شاد باشید و در راه ...

یاحق...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

شمس به صراحت می گوید مولانا مَست و تماشاگر است، خود را درگیرِ نَجاتِ دیگران نمی کُند، نه بدین دلیل که بی رَحم است یا بی تفاوت یا عافیت طَلَب، نه؛ تنها به این دلیل که مَست است و اساساً دیگران را نم

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

آورده اند که آن مرد گفت :

بارالها ! مرا به سگی بردار!

در راهی میرفت.

سگی با وی به سخن آمد.

گفت: خود را عظیم پایگاهی نهادی ،

هرگز مویی از ما به خلاف او حرکت نکرده است ،

تو را مربوط به مقام حرف ما می باید؟

"روح الارواح فی شرح الاسما الملک الفتاح"

"احمد سمعانی"

سلام ...

در راه ...

یاحق...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

نقل است که گفت: در سفری بودم، صحرا پربرف بود، و گبری را دیدم دامن در سرافگنده و از صحرای برف میرفت و ارزن میپاشید. ذالنون گفت: ای دهقان! چه دانه میپاشی؟گفت: مرغکان چینه نیابند. دانه میپاشم تا

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

دو چَشم را تو ناظِرِ هر بینَظَر مَکُن
در ناظِری گُریز و ازو آنِ خویش جوی

بَرقی که بر دِلَت زد و دلْ بیقَرار شُد
آن بَرق را در اشکِ چو بارانِ خویش جوی

" مولانا"

سلام ...

در راه بمانید ...

یاحق...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

داد جاروبی به دستَم آن نِگارگفت کَزْ دریا بَراَنگیزانْ غُبارباز آن جاروب را زاتَش بِسوختگفت کَزْ آتشْ تو جاروبی بَرآر "مولانا" مراد از “ مربوط به برانگیختن حرف مربوط به غبار حرف ” یعنی وارونه کردن کار … اگه در غم هستیم، شاد

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

اُوِه، وقتی آدم به یک نفر چیزی میبخشه ، گیرنده که طرف رحمت قرار نمیگیره

بلکه این بخشنده است که مورد رحمت الهی قرار میگیره...

"مردی به نام اُوِه " فردریک بَکمَن

سلام ...

داستانی بس جالب و خواندنی و صد البته پر از حرف و نکته ...

ادمهایی که قدرت دیدن دارند میتوانند جهان اطرافشان را درک کنند

پروانه زنی ست ایرانی در داستان که قدرت دیدن دارد و جهان ِ اُوِه را میبیند...

در راه ...

یاحق ...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

درویشی چیزی می مربوط به خواست حرف ،
آن صاحب دکّان دفعش کرد که حاضر نیست.
گفتم این درویش عزیز بود، چرا بِدو چیزی ندادی؟
گفت خداش روزی نکرده بود.
گفتم خداش روزی کرده بود، تو منع کردی .
چیزی که من می بینم چگونه تصدیق کنم؟
اگر تو دست در این انبان کردیی
و سر انبان دست تو را بگرفتیی محکم،
تا مجروح کردی،
معاینه، نه به تأویل،
من گفتمی خدای ن مربوط به خواست حرف .

"شمس_تبریزی "

سلام ...

در راه ...

یاحق ...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

یا دیدن مربوط به دوست حرف ، یا هوایش
دیگر چه کند کسی جهان را

"مولانا"

سلام...

در راه ...

یاحق...

برچسب: نویسنده: ستایش جعفری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 20:33

صفحه بندی